دوستان هر جمله ای که بنده مینویسم فقط جنبه نظر دهی شخصی دارد و هیچ ملاکی به جهت اعتراض یا تحریک افکار عمومی ندارم .بنده هم مثل هرکس که هر نظر پیشنهاد انتقاد ایده ای دارد و حق بیان ان را بدون اهانت به شخص گروه نهاد دارد عمل میکنم و اگر راهکاری را بیان میکنم دیدگاه خودم نسبت به تجربه و درک خودم از پیرامونم است.
اشتغال مهمترین و حیاتی ترین موضوع در یک خانواده و کشور است که به هیچ شکل نمیشود ان را جدی نگرفت .هر کشور به یک شکل مسایل اشتغال را نسبت به شرایط اقتصادی کشور خود برنامهریزی میکند .
هرچه بحث اقتصاد و درآمد زایی خلاق تر باشد سطح امید به زندگی در کشور بالا میرود که اقتصاد نبض تمام بخشهای اجتماعی و فرهنگی را بهبود میبخشد...
وقتی اقتصاد خانواده پویا باشد تمام نیازهای خانواده تامین میشود که یک عضو جامعه به شمار می اید و تمام شبکه فرهنگی جامعه را تحت تاثیر خود بهبود یا متضرر خواهد ساخت .
شرایط مالی در یک کودک یک ساله تاثیر مستقیم دارد تا یه فرد صد ساله
وظیفه پویایی اقتصاد بر عهده دولت است اما دولت به تنهایی نمیتواند تمام مشاغل مورد نیاز افراد را بدون حمایت افراد تامین کند ولی بیشترین سهم را در پویایی اقتصادی دارد...
متاسفانه اگر مسولان راس نهادهای اشتغال زایی و اقتصادی باهوش و خلاق نباشند همواره عده ای نو پا قطلعام و افراد پر مایه، مایه دار تر خواهند شد که خود به خود در جامعه یک دو دستگی و دوقطبی ایجاد میکند و در اصل یک شکاف به وجود می اید و یک اسیب جدی خواهد بود.
اقتصاد سالم تمام اغشار جامعه را تحت پوشش خود قرار داده و زمینه را برای تمام رده های فرهنگی و شغلی فرام کرده که پیشرفت داشته باشند که این پیشرفت باعث سود اوری برای خود نهاد و دولت است .در اصل افرادی که در شغلهای مختلف مشغول هستند موتورهای درامدزایی یا پولساز دولت به شمار میآیند که با از رده خارج شدن این افراد یک سهم از سرمایه درآمد زایی دولت کم میشود.
شغلهای افراد یا دولتی است یا آزاد که فعلا برای دولتی ها راهکار یا ایده ای در نظر دارم...
اگر من مسوولیتی در قبال جامعه ای داشتم و به دلایل مختلف در توانم نبود در اسرع وقت برای همه فرصت شغلی ایجاد میکردم به ناچار تنها راهی که در پیش میگرفتم این بود که زمان اشتغال و بازنشستگی را از ۳۰ سال به ،بین ۵ تا ده سال تغییر میدادم که لااقل تمام افراد جامعه ام از مشاغل عمومی و تحت حمایت خودم بهره مند شوند و افرادی که مثلا برای اشتغال استخدام میکردم یک شرط برای انها میگذاشتم و این بود شرط: ضرف مدت پنج سال باید یک تولیدی برای صادرات راه اندازی کنی که بعد از بازنشستگی در انجا مشغول باشی و البته با حمایت کامل خودم ...فرد اگر بعد از مدت اشتغال طرحی نداشت حقوق بازنشستگان به او تعلق نمیگرفت .در این صورت فرد تلاش خود را به ثمر میرساند که در زمان اشتغال از طرف من طوری تامین باشد که بتواند بعد از اتمام اشتغال حد اقل یک کارگاه تولیدی با ظرفیت دو نیرو راه اندازی کند و صرفا جهت صادرات ....وقتی مدت اشتغال کم شود دیگر عده ای تمام عمر در نداری و فقر زندگی نمیکنند و عدهای تمام عمر در رفاه و به این شکل حد اقل تمام سن فرد در یک رفاه نسبی خواد بود که اگر خود فرد خلاق باشد در رفاه بسیار سطح بالایی خودرا قرار خواهد داد ...از طرفی بیمه فرد هم به اندازه همان ۵ یا ده سال به او تعلق میگیرد که ان هم بهتر از هیچ است و به این شکل فقر از بین خواهد رفت و هر فرد یک صادر کنند به دنیا خواهد بود که حد اقل ۵۰ درصد افراد موفق خواهند بود و ۵۰ درصد دیگر در حد امرار معاش خود بهره خواهند برد در بد بینانه ترین شکل.به نظر من مدت باز نشستگی را باید طبق اوضاع معیشتی افراد باید مشخص کنند.نه اینکه مثلا یک فرد در بانک از زمان ورود ده ها وام ،وام مسکن وام خودرو وام وسایل وام مسافرت وام داندانسازی وام راه رفتن وام زورکی داشته باشد و ۳۰ سال در این فضا باشد و فردی دیگر ۳۰ سال تلاش کند بلکه قسمتی از پیاده رو را بتواند برای چند روزی مالک شود تا دست فروشی کند...یک فرد که در بانک مشغول به کار میشود به وضوح متوجه تغییر سطح اقتصادی ان میشویم در همان پنج یا شش سال اول ...
مثال بود و کلا این مطلب نظریه بود که میتواند تماما پوچ و توهم باشد
افکار منفی. سوزن. شک. بدگمانی. بدبینی...
ما را در سایت افکار منفی. سوزن. شک. بدگمانی. بدبینی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 95 تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 4:14